حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
94
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
بودهاند كه قائل به امامت امامان دوازدگانه از نسل امام حسين عليه السلام بودهاند و به همين دليل خوارزمشاه عمدا نام حسين عليه السلام و فرزندان او را برده است ؟ بديهى است كه اين گروه بعد از سال 260 هجرى نامزدى براى خلافت نداشتهاند . طبعا به كسى هم كه خلافت را به عهده بگيرد اهميت نمىدادهاند . لذا بيعت با يك علوى حسينى بهعنوان خليفه ، مورد اعتنا و توجه آنها نبوده است او را بهعنوان خليفه به رسميت نمىشناختهاند . ولى مطمئنا آنها به خليفهاى از نسل حسين عليه السلام بيشتر از خليفهاى عباسى تمايل داشتهاند . حقيقت اين است موضوعى كه مورخانى همچون جوينى ، مير خواند و حمد اللّه مستوفى قزوينى شتابزده و بدون تأمل شايسته از كنار آن گذشتهاند ، چيزى نيست كه در اين مجال ، فرصت پرداختن به آن باشد . به اميد اينكه در مجال ديگرى به اين موضوع بپردازيم . جالب توجه اينكه ابن فضلان در سفرنامهاش معروف به « رسالهء ابن فضلان » كه گزارشى است از سفرش به بعضى از مناطق از جمله خوارزم در سال 310 هجرى ، مىنويسد : « اهل خوارزم به دنبال هر نمازى ، از امير المؤمنين على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - تبرى مىجويند » . « 1 » با توجه به اينكه تبرى
--> ( 1 ) - احمد بن فضلان يكى از مشهورترين جهانگردان عرب است كه مقتدر ، خليفهء عباسى ، او را به همراه سه نفر ديگر نزد پادشاه صقالبه - به تعبير مورخان عرب - فرستاد . اين هيأت سفرش را در ماه صفر سال 309 هجرى از بغداد شروع كرد و از همدان و آنگاه از رى و نيشابور گذشت و بعد از طى نهر جيحون به شهر بخارا پايتخت سامانيان رسيد . سپس به بيابانها رفت و در سال 310 هجرى در آبگير رودخانهء اتل ( الغوالغا ) بر پادشاه صقالبه وارد شد . مرحلهء رفت اين سفر يازده ماه طول كشيد كه ابن فضلان در اثناى آن با سختيهاى فراوان صحنههاى وحشتناكى روبهرو مىشود كه آن را بهطور دقيق و با مهارت تمام توصيف كرده است . ابن فضلان پس از بازگشت به بغداد رسالهاى در توصيف اين سفر مىنگارد كه در آن ، آنچه را كه از